کوچه پس کوچه های هین اطراف باز هم یاد بچگی کردند
باز دنبال هم دویدند و لحظه ایشاد زندگی کردند
جر نزن گرگ اینبار تویی یاا.. و بدو به دنبالم
لحظه ای هم تو طالب من شو .من که منت کشی شده کارم
کوچه پس کوچه های این اطراف بعد هفت سنگ یه قل دو قل لی لی
دور هم جمع شدند و گل گفتند از قرارو فرار و ای و ای...
ترس پر لذت یه لهظه نگاه زنگ اخر فیزیک یا که فرار
دلهره دست های قفل هوس شرم ان بوسه های پر ز گناه
کوچه پس کوچه های این اطراف تازه صد سالشان تمام شده
این نگاه های سرد تو خالی جای لبخند یا سلام شده
نه شما اشنا ؟نه . نیستید همسایه تا به حال ندیدمتان!
باز ماشین عجله یک بچه بیمه دارم دیه؟ خریدمتان!
کوچه پس کوچه های این اطراف دلشان باز تنگ کاه گل است
این بت پر مهیب اینجا چیست ؟سنگ در سینه است یا که دل است؟
یک چمدان نگاهی پر نفرت هیچ کس به انتظار که نیست
خسته از جرو بحث بی مورد غیر این رسم روزگار که نیست
کوچه پس کوچه های این اطراف خودشان یادشان نمی اید
تو بگو خنده های کودکی و ان قرار ها دو باره می اید؟


