اگر هیچ کاری نتوانستیم برای کسی انجام دهیم حداقل او را دعا کنیم
خیانت
همیشه سهم شما شد تمام احساسم
و همچنان که همیشه دچار وسواسم
بیا و ایندفعه با احتیاط لمسش کن
دوباره چرک شده از خیانت آماسم
اگرچه بغض به سر حدِّ انفجارِ من است
صدای شکوه گری نیست ساز خرناسم
به لطف عذر و بهانه دوباره رنگ شدم
چه با سلیقه که اینبار رنگِ ریواسم
چه ضایع روی درخت گلابی خیمه زدی
:قسم به جان عزیزم که بنده گیلاسم
نه از گناه شما نیست شکل در هم من
که ناشیانه برش خورده سنگ الماسم
نه اینکه اسم کس دیگه بر دهان شماست
به جیک و جیکِ رمانتیک همیشه من یاسم
نه دست نزن بر دلِ مورم من
به باکتری خیانت همیشه حساسم
For the first….
کوچ پرستو
رفتی و هیچکی نپرسی اون پرستو از کجا بود
هیچکسی نخواست بدونه بی گناه یا بی وفا بود
اون نمی دونست خزون و با چه رنگی می نویسن
که چرا پرستوها از فصل پاییز می گریزن
هیچکسی ندید تو شعراش فقط از فصلِ بهاره
نمی فهمید چرا جنگل هی شکوفه کم می یاره
رفتی و رفتی و رفتی جایی که همش بهاره
جایی که خزون نباشه چشای هیشکی نباره
اومدی هیچکی ندیدش چشای پر از سوالت
هیچکسی نخواست ببینه که شکسته هر دو بالت
دیگه باورت نمی شه که بهاری هم تو راهه
همه چی توی نگاهت سرد و مرطوب و سیاهه
چی اومد سرت پرستو سهمت از شکوفه ها کو؟
بشکن این سکوت سرد و ,داد بزن یه چیزی بگو


